تبليغاتX

 



ایران باستان و سرزمین کهن پارس

ایران باستان و سرزمین کهن پارس

او که شادمانی مردم من را نمی خواهد از ما نیست ، او برده بی مزد اهریمن است.(کورش بزرگ)

ریشه عبارت پدر سوخته!

وقتی که در زمان یزدگرد عربها به ایران حمله کردند و ایران را فتح کردند ، مردم ایران را که دارای دین زرتشت بودند آتش پرست و کافر نامیدند و آنها رو مجبور کردند که به دین اسلام روی بیاورند . در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم از ترس مسلمان شدند ، چون می دیدند که افرادی که مسلمان نشوند را میکشند .
اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند ، مردها و سرپرست خانواده را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند ، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند .
این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند و خود اعراب هم بچه هائی هم سن اونها داشته اند ، وقتی ازصاحب خانه میپرسیدند که این بچه تو است (کلفت و نوکرها)، میگفته : ” نه ، این پدر سوخته است ” یعنی بچه ما نیست ، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است و به این نوکر و کلفت ها میگفته اند : “پدر سوخته ” .

منبع : لغت نامه دهخدا

+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

كوروش كبير

در گيرودار جنگ پارسيان و اعراب روزي مردي عرب، از يك پارسي پرسيد:
 چرا زنان شما حجاب ندارند؟
مرد پارسي گفت:
حجابِ زنان ما پلكِ چشمانِ مردانِ ما است

 

اگر پيامبر بودم٬ رسالتم شادماني بود٬ بشارتم آزادي و معجزه ام خنداندن كودكان.نه از جهنمي مي ترساندم نه به بهشتي وعده مي دادم.تنها مي آموختم "انديشيدن" را و "انسان" بودن را.....


"كوروش كبير"

+ نوشته شده در  سوم اردیبهشت 1391ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

+ نوشته شده در  دوم اردیبهشت 1391ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

اگر هخامنشی به فراموشی سپرده شود گناه ماست

*اگر هخامنش به فراموشی سپرده شود ، گناه ماست که به فرزندانمان نیاموختیمش *

*مگر هزارها چیز دیگرکه به فرزندانمان می آموزیم ، در کتاب های درسی آمده اند؟؟؟ *
*پس گناه خودمان را گردن دیگری میاندازیم *
*خود ما چقدر آگاهی داریم؟ چقدر از پیشینه و تاریخمان اطلاع داریم *
* اگر آگاهی داشتیم انقدر تکرارش نمی کردیم *
آیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟
آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی اسم کوروش کبیر را نمیشناسند؟
آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟
آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند
*آیا میدانید ؟ *
*ـ آیا میدانید :** اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.
ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.
**ـ آیا میدانید :** داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
**ـ آیا میدانید :** داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . *
**ـ آیا میدانید :** داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد
**ـ آیا میدانید :** **داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد **
ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت
**ـ آیا میدانید :** اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰سال به طول انجامید *
*
**ـ آیا میدانید :** داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند
**ـ آیا میدانید :** داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است
**ـ آیا میدانید :** تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است
**ـ آیا میدانید :** داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند
**ـ آیا میدانید :** داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد
**ـ آیا میدانید :** اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد
**ـ آیا میدانید :** داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد *
**ـ آیا میدانید :** فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

+ نوشته شده در  شانزدهم اسفند 1390ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

طرح خاورمیانه جدید آمریکا و انگلیس خائن و کثیف :

ابتدا طرحی که آمریکا می خواهد اجراش کنه:
 
عکس قبل و بعد این طرح را نشان می دهد.نقشه خاور میانه جدید که در آن کشور ها بر اساس پایه های قومی و مذهبی تقسیم شده اند.
 


 

 اما تغییرات ارضی که باید طبق نظر آمریکا انجام شود:
۱-افغانستان و پاکستان:
1: ولایات فراه، بادغیس و هرات از افغانستان به کشور ایران متصل خواهد شد.(تنها نکته مثبت برای ایران)
2: پشتونستانی که اکنون در خاک پاکستان می‌باشد، به افغانستان الحاق خواهد شد.
3: ولایت نیمروز از افغانستان به کشور جدید بلوچستان آزاد خواهد پیوست.

۲-ایران:
1: ولایت سیستان و بلوچستان ایران به بلوچستان آزاد می‌پیوندد.
2: کردستان ایران نیز از کشور جدا شده و به کشور مستقل کردستان الحاق خواهد شد.
3: تبریز و اردبیل از ایران جدا شده و به کشور آذربایجان که روزگاری جزو خاک ایران بود، الحاق خواهند شد.

۳-پاکستان و عراق و عربستان و ترکیه و  یمن و کویت هم مشمول تغییراتی می شوند(بر اساس نقشه آمریکایی ها)که بخش مهم برای ایران جدایی خوزستان و اتصال آن به کشور جدید عراق شیعه می باشد وهمچنین جدایی کردستانات از ایران و ترکیه و عراق و سوریه و تشکیل کشور جدید کردستان.
ایجاد کشورهای مستقل کردستان و بلوچستان که هر دو از اقوام آریایی و ایرانی هستند و باید متصل به ایران باشند و همچنین شکل گیری کشور بزرگ آذربایجان(همون چیزی که پانترکهای ضدوطن خائن نزادپرست می خواهند )و جدایی از میهن اصلی از موارد مهم برای ماست که باید درک کنیم و با آن مقابله کنیم و اگر ببینیم که آمریکای ملعون در آخرین مراحل تجزیه سودان به سر می برد و مشاهده حوادث تروریستی سیستان کاملا به اهداف شوم آن ها پی می بریم.خلاصه تشکیل کشور مستقل کشمیرمسلمان نشین از هند و پاکستان تنها نکته مثبت در این طرح است.
 
 
اما تا ایرانی زندست و جان دارد و میهن پرست ایرانی وجود دارد تا وقتی آذری مثل اجدادش(ستارخان و باقرخان)مبارزه می کند تا وقتی کرد مهمان نواز از دشمنان پذیرایی نمی کند این طرح اجرا نمی شود.غیرت آذری اجازه تسلط استعمار را نمی دهد. 

+ نوشته شده در  یکم اسفند 1390ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

نمادهای دین زرتشت

نیاکان ما از چند هزارسال پیش قبل از پیدایش ادیان الهی - با هوش و زکاوتی که خاص ایرانیان خردمند بود - دریافته بودند که هر انسان زنده از تن"جان"روان"وجدان و فروهر سرشته شده است که پویندگی و بالندگی انسان ازکوشش و جوشش آنهاست فروهر از دو واژه ی(( فره)) به معنای جلو و پیش "و (( وهر))  به معنای برنده درست شده است و شاید بتوان گوفت از نظر زندگی" فروهر بزرگترین و با  ارزش ترین  جزء وجود انسان است چون پرتوی ازهستی بی پا یا ن اهورامزدا است که انسان را به سوی رسا یی رهنما می شود و وظیفه ی پیش بری و فرابری"برای انسان و بهترین پایه ی هستی را دارا است پس از مرگ با همان پاکی و درستی به اصل خود یعنی اهورامزدا می پیوندد  

1- سر: سر فروهر به صورت مرد سالخورده ای است تا به دیدن آن به یاد آوریم که فروهر مانندبزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی می کند.

2- دستها:دستهای فروهربه طرف بالا است به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم در دست فروهرحلقه ای وجود دارد که آن را به نشانه ی احترام به عهد و پیمان می دانند.

3- بالها: چون با دیدن بالهای باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده  و از دیدن بالهای فروهر که باز است فورن به یاد می آورد که فروهر او را به سوی  پیشرفت  و سر بلندی راهنمایی می کند همچنین هربال خود  دارای  سه بخش است  که  نشانه ی اندیشه ی نیک " گفتار نیک "  کردار نیک " بوده و با دیدن این سه  بخش آگاه می شویم که هر گونه پیشرفتی باید از راه درست یعنی به وسیله ی اندیشه " گفتار" کردارنیک انجام شود .   

4-  دایره میانشکم : دایره خطی است متحی که از هر نقطه ی آن شروع می کونیم باز به همان نقطه خواهیم  رسید به این معنا که هر عمل و کرداری  که در "  منظورازاین دایره در میان  فروهر" نشان  دادن  روزگار  بی پایان است.

5-  دامن : از مشاهده ی این دامن فروهر از سه قسمت به وجود آمده که نشانه ی اندیشه " گفتار" کردار بداست از این بخش در می یابیم که همواره باید اندیشه " گفتار و کردار بد را به زیر افکنیم مانند تصویر فروهر که آن را به زیر و آخر از همه نشان داده شده است .

6- دو رشته آویخته:به معنی این است که همیشه(( بدی)) و(( خوبی))این دو رشته نشانه ی سپنتامینو که وظیفه ی هر زرتشتی این است  که  خوبی را در اندیشه ی خود قرار داده  ممکن است  در اندیشه ی  انسان ظاهر شوند((نیک بیندیشید )) و بدی را از آن دور کنید.

 


 

 نگاره ی فروهراز دیدگاه دین و  مذهب زرتشت

  ایرانیان برای این نیروی مینوی که بین ما باعث پیشرفت بسوی رسائی "  فرا مایگی و والائی است " هیچ پیکره ای  را بهتر و شایسته تر از شاهین  نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه  بلندی بود و جنبه ی ملی  و میهن داشت با اندک فرو شکوه  و سر در سروپای  شاهین به سیمای  کنونی در آورند تا دگرگونی بن مایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی  و سر هم  فرازی  ایرانیان  باشد .

+ نوشته شده در  دوم آذر 1390ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

شادباش به ایرانیان راستین

هفتم آبا ن ماه  زاد روز و بزرگداشت شاه شاهان , شاه خوبان ایران زمین خجسته باد.

+ نوشته شده در  هشتم آبان 1390ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

رودکی

گربر سر نفس خود اميري مردي 

 گر بر دگران خرده نگيري مردي

مردي نبود فتاده را پاي زدن

گر دست فتاده اي بگيري مردي

+ نوشته شده در  دوازدهم مرداد 1390ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

پایه‌ستونهای هخامنشی رها‌شده در اطراف پاسارگاد! (عکس)

تخت سنگها و پایه ستونهای هخامنشی كشف شده از تنگه بلاغی زیر نور آفتاب و جلوی در نگهبانی محوطه تاریخی پاسارگاد در حالی به حال خود رها شده اند كه قرار بود از این آثار در موزه ای كه از دوران پهلوی در این محوطه در حال ساخت است و هنوز هم به اتمام نرسیده نگهداری شود.

به گزارش مهر، اگر وارد محوطه تاریخی پاسارگاد در شیراز شوید همان جلوی درب نگهبانی، سمت چپ سنگها و پایه ستونهای تاریخی زیادی را خواهید دید كه مشخص نیست متعلق به چه دوره تاریخی هستند. شاید آنها كه بیشتر چشمشان با پایه ستونهای هخامنشی آشناست بگویند كه این ستونها و تكه سنگها متعلق به دوره هخامنشیان است.

اگر به عنوان یك بازدید كننده از نگهبانان آنجا بپرسید این تكه سنگهای تاریخی از كجا آمده اند كه این طور بی اعتنا در این محوطه رها شده اند می گوید: اینها كشفیات تنگه بلاغی است. اما چون جایی برای نگهداری آنها نداشتیم در این مكان رها شده اند تا بلكه ساخت موزه ای كه از دوران پهلوی شروع شده، روزی تمام شود و این سنگها به آن موزه منتقل شوند.

اعضای گروه نجات بخشی پاسارگاد بخشی از این سنگها را از مزرعه ها و اماكنی به دست آورده اند كه قبلا از سنگ قبرها و كتیبه های آن به جای نیمكت و ... استفاده می شده است اما اكنون با اینكه دیگر چنین كاربری ندارند و آسیب بدتری نمی بینند اما هنوز هم در وضعیت نابه سامانی به سر می برند و محافظت مناسبی نیز از آنها نمی شود!

 به نظر می رسد در شیراز و تخت جمشید آثار تاریخی زیادی وجود دارد كه دیگر نگهداری از این چند تخت سنگ و پایه ستون هخامنشی برای متولیان حفاظت از میراث فرهنگی ارزش چندانی ندارد كه چنین بی سایبان و بی هدف در معرض نور آفتاب و بارش باران رها شده اند!

+ نوشته شده در  بیست و دوم خرداد 1390ساعت   توسط فرزند کوروش   | 

علت برجای نماندن نام دانشمندان ایرانی و کتب آنان در تاریخ


شکل گیری تمدن اسلامی پس از برقراری "نهضت ترجمه" در قلمرو امپراطوری اسلامی جرقه هایش زده شد . این نهضت زمانی آغاز شد که ایرانیان مسلمان شده توانستند رفته رفته در دستگاه حاکمیت خلفا نفوذ کرده و پست های حساس حکومتی را از آن خود کنند . خانواده مشهور "برامکه" را می توان از آن جمله دانست . عمدتاً شکل گیری تمدن اسلامی از زمان عباسیان که توسط همراهی و شجاعت ایرانیان پایه گذاری شد "ابومسلم خراسانی و کوشش هایش" آغاز گردید . در زمان امویان که قبل از عباسیان بودند ، نگاه خلفای اسلامی یک نگاه صرفاً اقتصادی به سرزمین های تحت اشغال خود بود . در آن زمان و چه به هنگام فتح ایران ، بنا به اسناد و روایت های باقیمانده ، مسلمانان ، چون "قرآن " را کلام و کتاب اصلی اعلام می کردند ، هرگونه علوم و کتب دیگری را غیر لازم دانسته و آنها را سوزانده و یا در درون آب می انداختند .

در تاریخ ابن خلدون "العلوم العقلیه و اصنافها" می خوانیم :
"وقتی کشور ایران فتح شد ، کتب بسیاری در آن سرزمین به دست تازیان افتاد ، سعد بن ابی وقاص به عمربن خطاب در خصوص آن کتب نامه نوشت و در ترجمه کردن آنها برای مسلمانان رخصت خواست . عمر بدو نوشت که آن کتابها را در آب افکنند ، چه اگر آنچه در آنها است ، راهنمایی است ، خدا ما را به رهنماتر از آن هدایت کرده است و اگر گمراهی است ، خدا ما را از شر آن محفوظ داشته . بنابراین آن کتابها را در آب یا در آتش افکندند ، و علوم ایرانیان که در آن کتب مدون بود ، از میان رفت و به دست ما نرسید . . . "

"ابوالفرج بن العبری" در "مختصرالدول" و "عبدالطیف بغدادی" در کتاب "الافاده والاعتبار" و" قفطی " در" تاریخ الحکماه" در شرح حال "یحیی نحوی" و "حاج خلیفه" در "کشف الطیون" و دکتر "صفا" در " تاریخ علوم عقلی" از سوختن کتب کتابخانه عظیم اسکندریه و گندی شاهپور و خوارزم توسط عرب سخن رانده اند .

"ابوریحان بیرونی" در "الآثارالباقیه" نوشته است :
چون "قتیبه بن مسلم" دوباره خوارزم ( از نواحی سرزمین ایران ) را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد ، "اسکجموک" را بر ایشان والی گردانید و قتیبه هر کس که خط خوارزمی می دانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض منقرض ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجه ای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیله ای برای شناخت حقایق امور در آن بلاد بعد از ظهور اسلام در دست نیست .
. . . و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و هربدان ایشان را بکشت و کتب و نوشته های آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم اُمی ( بی سواد ) ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور جزیی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه آنان باقیماند .

"حاج خلیقه" مورخ معروف ترک در کتاب " کشف الفنون" نوشته:
"عرب در صدر اسلام بجز زبان و احکام و مسایل پزشکی به علم دیگری اهمیت نمی دادند و گفته می شود که عرب در هنگام فتح شهرها کتابهایی را که به دست می آوردند ، می سوزانیدند"

دکتر معین" در کتاب "مزدیسنا و ادب فارسی" می آورد:
"اعراب شهرها را با خاک یکسان و آتشکده ها را با آتش سوخته و موبدان را از دم تیغ گذرانده و کتب فضلای اُمت اعم از آنچه در مطلق علوم نوشته شده بودند یا تاریخ و مسایل مذهبی ، همه را نابود کردند"

"دولتشاه سمرقندی" در "تذکره الشعرا" می نویسد:
امیر عبداله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود . روزی در نیشابور نشسته بود ، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد ، پرسید که این چه کتاب است ؟ گفت : این قصه "وامق و عذراست" خوب حکایتی است که حکما به نام شاه انوشیروان جمع کرده اند . امیر فرمود که ما مردم قرآن می خوانیم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبری چیزی نمی خوانیم ما را از این کتاب در کار نیست و این کتاب تالیف مغان است و پیش ما مردود است ، فرمود آنان را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هر جا که کتابت عجم و مغان باشد ، جمله بسوزانند .

با شواهد بالا بد نیست این نکته هم اشاره شود . عمدتاً اعراب قبل از اسلام از امر تألیف و تدوین اطلاع چندانی نداشتند و حاجتی هم آنان را بدین کار برنمی انگیخت و در تمام مدت وضع به همین منوال بود .

با این روحیه و دانش اعراب پس از دو قرن که از سلطه ی خود بر کشورهای تسخیر شده گذشت و هنگامیکه حکومتشان تثبیت شد ، رفته ، رفته اعراب فاتح که اکنون خلفای آنان به نام اسلام بر سرزمینهای تحت سلطه ی خود حکومت و حکمرانی می کردند . تحت تأثیر دانش و علم و همنشینی با اندیشمندان کشورهای تحت سلطه و همچنین به سفارش های قرآن و رسول خدا ، این خلفا به جایگاه دانشمندان و علوم پی برده و با استفاده از تمدن باستانی و علوم ایرانیان – هندیان – سومریان – مصریان – یونانیان و حتی چینیان ، نهضت عظیمی تحت حاکمیت عباسیان در امپراطوری اسلامی شکل گرفت که با عنوان "نهضت ترجمه" در تاریخ از آن نام برده میشود ( عامل اصلی آنهم باز ایرانیان بوده اند ) که در این نهضت با بهره گیری از کتب مختلف به زبانهای مختلف و ترجمه آنها به عربی زبان مسلط قرآنی و علمی و دیوانی آن زمان ، پایه های تمدن اسلامی ریخته شد .
تأثیرگذاری و نفوذ ایرانیان دانشمند و هشیار بر دستگاه حاکمه خلفای متعدد به ویژه خلفای عباسی و همچنین کارگزاران و والی های آنان ، باعث شد که خلفای اسلامی به پیامهای قرآن و حضرت محمّد (ص) مبنی بر اهمیت علم و عالم توجه کنند . از سویی هم امپراطوری گسترده اسلامی را دیگر نمی شد بدون توجه به اصول علمی حکومت داری و علم اداره کرد ، و علم و دانش به عنوان یک نیاز برای ادامه حکومت ، خود را تحمیل کرد به ویژه اینکه ممالک تحت سلطه ی مسلمانان از پیشینه تمدنی گسترده ای برخوردار بودند و مردمان باهوش و دانشی در آن سرزمینها می زیستند که سینه به سینه از تاریخ پر اعتبار و ارزشهای پیشینه ی خود باخبر بودند . و در جاهایی هم به دور از چشم مأموران خلیفه کتب و علومی را حفظ و یا مواردی از دانش را در ذهن خود محافظت نموده بودند . با این اوصاف از قرن دوم هجری به بعد خلفای اسلامی تحت مدیریت وزرای ایرانی تبار و باهوش خود ، اقدام به ترجمه کتب باقیمانده مختلف از تمدن های ایرانی و دیگر تمدن ها به زبان عربی نمودند . زبانی که پس از تسلط 200 ساله سیاسی نظامی و هم پذیرش دینی و قرآنی ، زبان رسمی و قالب و علمی امپراطوری شده بود . پس از این ترجمه ها بود که در این شکوفایی علمی امپراطوری اسلامی آغاز شد . این درخشانی تا قرن 7 هجری زمان حمله مغول ادامه داشت و تمدنی را ساخت که یکی از درخشان ترین و علمی ترین تمدن های جهانی گردید .
در نهضت ترجمه نقش ایرانیان باز به سزاست . به عنوان مثال نقش "خاندان بختیشو" را می توان نام برد . این خاندان که ظاهراً بر دین اسلام بودند . اما "مانوی" باقیمانده بودند . پس از این ترجمه ها و مدیریت وزیران و مشاوران کارآمد ایرانی خلفا بود که نوعی روش مدیریتی بوجود آمد که منجر به جذب و تشویق دانشمندان گردید . البته نقش تساهل برخی از خلفای تحت تأثیر را نسبت به سهل گیری به باورهای شخصی دانشمندان را نمی توان نادیده گرفت و همان باعث شد که دانشمندان یهودی – مسیحی – هندو – زرتشتی و مسلمان در کنار هم در مجمع های علمی به وجود آمده به ویژه در بغداد گرد هم آیند و هر یک به انتقال مواریث فکری ( تأکید ) و دانش و مهارت های قومی خود به یکدیگر بپردازند .

استاد پرویز شهریاری و دکتر جنیدی می نویسند :
خاندان های ایرانی که بهره ای از دانش داشتند به علت اغتشاش و ناامنی ای که در قرون ابتدایی ورود اعراب بر ایران مستولی شده بود ، علم خود را به صورت موروثی منتقل می کردند . در این رابطه به نام ( پورسینا ) و پیوندی که با کلمه ( سئنه ) ( پزشک ) در ایران باستان دارد اشاره می کنند و حتی دکتر جنیدی سیمرغ شاهنامه را نشانی از حکیمان دوران باستان می داند که در طول تاریخ رنگ افسانه گرفته است و اشاره می‌کند به اینکه علم سزارین نزد ایرانیان بوده است که همان ( رستم زایی ) است . که همین علوم به صورت موروثی انتقال یافته و در زمان آغاز شکوفایی تمدن اسلامی از دانش ایرانی به دانش اسلامی انتقال یافته است . در اینجا بد نیست به بخشی از آثار و علومی که ایرانیان در عهد شکوفایی تمدن اسلامی بنیان گذاران آن بوده اند اشاره ای شود . این علوم پس از ترجمه آثار دانشمندان عهد باستان ایران و یا با ذهنیت و خلاقیت دانشمندان ایرانی عصر تمدن اسلامی به وجود آمده است .

( زیج شهریاری ) کتابی است در نجوم که در زمان ساسانیان در عصر انوشیروان در ایران به زبان پهلوی نوشته شده بود و آن را (( ابوالحسن علی ابن زیاد تمیمی )) به عربی ترجمه کرد .

با توجه به این موضوعات باید گفت که ایرانیان به بسیاری از علوم و فنون آشنا بوده و بسیاری از این علوم و دانش ها و اختراعات ، برای اولین بار در جهان توسط ایرانیان انجام شده است و از ایران به دیگر کشورهای جهان انتقال پیدا کرده و تکامل یافته است .
با در نظر گرفتن این پیشینه ، به صورت محکم می توان گفت که نقش ایرانیان در تمدن درخشان اسلامی ، نقشی اصلی و محکم و انکار ناپذیر است و شاید هم بتوان گفت : اگر اعراب مسلمان ایرانیان را در کنار خود نمی داشتند به هیچ عنوان ، توان ساخت تمدن اسلامی را نداشتند . تأثیر مدیران ایرانی بر دستگاه اعراب و آگاه سازی آنان به انتقال و ترجمه متون باقیمانده از علوم ایرانی – هندی – سومری – یونانی – مصری و سپس مدیریت پس از آن باعث پایه گذاری تمدنی شد که خود مبدأ بسیاری دیگر از علوم گردیده این هم زمانی بود که اروپا درگیر مسایل و مشکلات ( خشکه مذهبی ) کلیسا بود .

+ نوشته شده در  ششم خرداد 1390ساعت   توسط فرزند کوروش   |